خرید بک لینک

باغِ قصه شش گوشِ ما

یادگیری از به‌زیستی قاصدک!

قاصدک را درنظر بگیریم:

یک قاصدک ممکن است تا دو هزار دانه در سال تولید کند

و به صورت تصادفی با کوچکترین نسیمی آنها را در هوا رها کند.

بدون اینکه کوچکترین اهمیتی بدهد که این دانه‌ها به کدام سو می‌روند

و آیا وقتی به زمین می‌نشینند از آنها به گرمی استقبال می‌شود یا نه.

در واقع اکثر این دانه‌ها روی زمین‌های سخت و غیرحاصلخیز می‌افتند

و نابارور و بی حاصل می‌مانند، شکست در مسابقه ژنتیکی بقا و تکثیر!

اما وضعیت هر یک از دانه‌ها (یا حتی بیشترشان) از دیدگاه قاصدک مساله مهمی نیست.

مهم این است که با رسیدن هر بهار تمام شکاف‌های پیاده‌روها پر از قاصدک می‌شود.

هدف همین است، نه؟

اینکه تمام شکاف‌ها از ایده‌ها و نوآوری‌ها و خلاقیت ما پر شوند!

تنها راه برای رسیدن به این هدف این است

که آمادگی شکست بسیاری از آنها،

افتادنشان روی پیاده‌رو

و اینکه عالی باشند اما رشد نکنند را داشته باشیم.

خودمان را در برابر شکست واکسینه کنیم!

(واکسن میکروبی است که با دوز پایین به بدن تزریق می‌شود

و برای مقابله با عفونت‌ها سیستم دفاع ایمنی در بدن ما به وجود می‌آورد

تا اگر در آینده به همان بیماری مبتلا شویم

بدن توانایی مقابله با آن را داشته باشد.)

به شکست عادت کنیم!

جو موران می‌نویسد: اساسی‌ترین باور غلط درباره شکست این است که "خود ما مقصر هستیم."

ممکن است ما مقصر باشیم، اما هرج و مرج احتمال در زندگی به ما یادآوری می‌کند که

کنترل ما هرگز مطلق نبوده و اغلب محدود است؛

شکست خورده یا موفق خواندن زندگی به معنای

نادیده گرفتن شرح بی‌نهایت و گوناگون تمام ناشدنی همه زندگی‌هاست...

زندگی واقعا نمی‌تواند موفق بوده یا شکست بخورد

زندگی فقط می‌تواند "زندگی" شود.

هر چه بیشتر قدردان فراوانی حوادث باشیم

بیشتر زندگی را مجموعه‌ای از موفقیت‌ها و شکست‌های کوچک می‌بینیم

و کمتر احتمال دارد تا با ناامیدی بگوییم من یک بازنده‌ام

یا با جسارتی بی‌مورد بگوییم که من برنده‌ام!

اجازه ندهیم جذابیت قوس دراماتیک توجه ما را از تنوع گسترده زنده بودن منحرف کند.

دلبستگی را رها کنیم و بگذاریم

تحقق و ناامیدی مثل هم باشند.

نکته اصلی در زندگی است، فقط در زندگی؛

در مدام و همواره کشف کردن آن و نه ابدا در خود کشف کردن!

داستایوفسکی می‌نویسد:

"شاد بودن نه در شاد بودن، بلکه در تلاش برای رسیدن به آن نهفته است".

این محور نه تنها در مورد شادی بلکه در مورد به‌زیستی هم مصداق دارد.

پی نوشت:

قاصدک!
هان،...
با توام، آی!
کجا رفتی؟
آی...
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟

برچسب: نویسنده: myhexagon تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 21:45

صفحه بندی